

سلام سلام سلام
دیشب رفته بودم پیشه یکی از دوستان دانشجو سری بهش بزنم .بنده خدا به تکاپو افتاد یه شام حسابی درست کنه /خلاصه رفتو نیم کیلو تخم مرغ گرفت با گوجه و مخلفاتش /گویا قصد داشت یک املته جانانه که تا حالا من نخوردم واسم درست کنه /انصافا خوشمزه شده بود /بعد که شام رو خوردیم یه اماری از قیمت تخم مرغ ازش گرفتم /با شنیدن قیمتش یکم متعجب شدم /بعد نشستیم مخلفاتشم حساب کردیم /دست اخر بعد از کلی جمع و تفریق به یک نتیجه جالب رسیدیم و اون اینکه اگه ایشون میرفت یه مرغ سوخاری میگرفت هزار تومنم براش میموند /کلی دلم برای خانم مرغ سوخت که تخمش از خودش با ارزشتر شده !!!! اونجا بود که با دوستم زدیم زیر اواز که :مرغ سحر ناله سر کن/داغ مرا تازه تر کن ...
برچسب:
نویسنده: علی